تئوری پنجره شکسته

در دهه هشتاد در نیویورك باج گیری در ایستگاهها و در داخل قطارها امری روزمره و عادی بود. فرار از پرداخت پول بلیط رایج بود و سیستم مترو ٢٠٠ میلیون دلار در سال از این بابت ضرر می کرد. مردم از روی نرده ها بداخل ایستگاه می پریدند و یا ماشین ها را از قصد خراب می کردند و یکباره سیل جمعیت بدون پرداخت بلیط به داخل سرازیر می شد. اما آنچه که بیش از همه به چشم می خورد گرفیتی (Graffiti) بود. (گرفیتی نقش ها و عبارات عجیب و غریب و در همی است که بر روی دیوار نقاشی و یا نوشته می شود). هر شش هزار واگنی که در حال کار بودند از سقف تا کف و از داخل و خارج از گرفیتی پوشیده شده بودند. آن نقش و نگارهای نامنظم و بی قاعده چهره ای زشت و عبوس و غریب را در شهر بزرگ زیرزمینی نیویورک پدید آورده بودند. اینگونه بود وضعیت شهر نیویورک در دهه ١٩٨٠ شهری که موجودیتش در چنگال جرم و جنایت و کرک فشرده می شد.

ارتباط با مشتری; فروش شخصی یا تبلیغات؟

فروش شخصی به عنوان تنها ابزار ترویجی است که برای برقراری ارتباط نزدیک بین فروشنده و خریدار بکار می رود. این روش مزایا و معایبی را دارد که از همین ماهیت ارتباطی ناشی می شود. این نوع ارتباط، اعتبار و تاثیر بالاتری را نسبت به سایر رسانه های تبلیغاتی داراست. انعطاف پذیری از نظر زمان بندی و سفارشی سازی محتوای بسته فروش پس از بازخورد از هر مشتری، از دیگر مزایای این روش به شمار می رود. سرانجام در این نوع ارتباط، فروشنده قادر است تا یک معامله فروش را نهایی و به سرانجام برساند. مجموعه ویژگی ها و مشخصات فروش شخصی، این روش را به عنوان ابزاری قدرتمند برای ارتباط حضوری با خریدار مطرح کرده است.

اصلی ترین ایراد این روش، هزینه بالای دستیابی یا رسیدن به هر مشتری است در مقایسه با تبلیغات انبوه است. البته بدیهی است که برای بهره مندی از فواید فروش شخصی ناچاریم هزینه آن را نیز بپردازیم.

 

 

بی سامانی و مساله; راههای رویارویی با مساله و بی سامانی ها

یکی از سوء برداشت های مخربی که بیشتر مردم و از جمله مدیران را رنج می دهد، این است که تصور می کنند مساله ها موضوع تجربه مستقیم اند، چنین نیست. مساله ها تجریدهایی(انتزاع یا تجرید فرآیند یا نتیجه تعمیم بخشیدن با کاهش محتوای اطلاعاتی یک مفهوم یا یک پدیده قابل مشاهده، جهت حفظ اطلاعات برای منظور خاص می باشد - ویکی پدیا) هستند که تفکر تحلیلی از تجربه ها بدست می دهد. رابطه تجربه ها با مساله، مثل رابطه اتم هاست با میز. آنچه که مستقیما تجربه می شود میز است و نه اتم های میز. ما هرگز با مساله ای قابل تفکیک از سایر مساله ها رویاروی نمی شویم، بلکه همیشه با موقعیت هایی متشکل از سیستم های پیچیده که مساله های به غایت متعامل ایجاد می نمایند، مواجه می شویم. ایکاف این سیستم های متشکل از مساله ها را بی سامانی(Mess) می نامد.

توصیه هایی برای بهبود مصاحبه های استخدامی

 

تعداد بسیار اندکی، در حد صفر، به روشی غیر از مصاحبه استخدام می شوند.(توضیح اینکه متاسفانه در کشور ما، در بیشتر صنایع و سازمان ها، این عبارت را باید وارونه تعبیر نمود. به عبارتی دیگر برای احراز بیشتر پست های سازمانی به خصوص پست های حساس، رابطه نقش مهم تری نسبت به ضوابط بازی می کند. روابطی نظیر نسبت فامیلی، دوستان آشنایان، سفارشی ها و.... مادامی که این افراد از تخصص و مهارت لازم برای احراز شغل برخوردار باشند مشکلی سر راه سازمان نیست اما مساله از جایی شروع می شود که غالب این افراد فاقد دانش، تخصص و مهارت های لازم، حتی نسبت به رده های پایین تر خود باشند ـ ویرا ویژن). این روش، یگانه ابزار مورد استفاده ی گسترده برای غربال کردن متقاضیان شغلی است و نه تنها از مصاحبه به مقدار گسترده ای استفاده می شود، بلکه وزن زیادی در مجموعه ی عوامل دخیل در استخدام برای آن در نظر گرفته می شود. به این معنا که، نتیجه ی مصاحبه، بیش از ارزش واقعی آن در تصمیم گیری راجع به استخدام یا عدم استخدام آن ها موثر انگاشته می شود.

 مهارت های مصاحبه گری موثر و کارآمد تنها به درد استخدام کنندگان افراد جدید در یک موسسه، یا افراد مشغول به کار در واحد منابع انسانی سازمان ها نمی خورد. بلکه هر مدیری در فرآیند استخدام افراد جدید، برای واحد متبوعه ی خود درگیر می باشد. بنابراین هر مدیری باید قادر به انجام مصاحبه های موثر و کارآمد باشد.

شما برای اینکه مصاحبه کننده موثرتری بشوید، چه باید بکنید؟ در ادامه به ذکر توصیه های مفیدی در زمینه مصاحبه های استخدامی، که حاصل پژوهش های گسترده ایست، می پردازیم.

فرآیند مدیریت بازاریابی

بنا بر تعریف کاتلر، بازاریابی هنر و علم کشف، خلق و ارایه ارزش هاست تا بتوان با کمک آن به نیازهای بازار هدف به شکل سود ده پاسخ داد. بازاریابی نیازها و خواسته های بی پاسخ را شناسایی کرده، با تعریف بازار اقدام به سنجش بزرگی و پتانسیل سودآوری آن می نماید. بازاریابی بخش هایی از بازار که قابل پوشش هستند را معین کرده تا شرکت با ارایه محصول مناسب وارد آن بازار شود. بازاریابی اغلب به شکل یک واحد سازمانی در شرکت ها جلوه می کند. این هم خوب است و هم بد. خوب است چون امکان گردآوری افراد متخصص زیر یک سقف فرآهم می شود ولی بد است چون فعالیت بازاریابی نباید در چهارچوب یک واحد سازمانی حبس شود و باید در کل سازمان جاری شود.

در شکل زیر می توانید فرآیند مدیریت بازاریابی را ملاحظه نمایید.

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

   

 

تماس با ما

برای دریافت خدمات مشاوره کسب و کار، با کلیک روی لینک زیر به ما ایمیل بزنید: