به وب سایت ما خوش آمدید

 شما در حال بازدید از سایت گروه مشاوران کسب و کار ویرا ویژن هستید. ویرا ویژن، موسسه ارایه دهنده خدمات مشاوره کسب و کار به سازمان ها می باشد. تخصص ما حل مسایل و مشکلات سازمان ها و بنگاه های اقتصادی کشورمان می باشد. با بهره گیری از دانش نظری و تجارب اجرایی مشاوران این مجموعه، تلاش می کنیم تا سازمان ها را در تحقق و دستیابی به اهداف شان همراهی نماییم. شما می توانید از بخش های مختلف وب سایت ما بازدید فرمایید و چنانچه تمایل به به دریافت خدمات مشاوره کسب و کار داشتید، با ما تماس بگیرید.

با سپاس

صفحه نخست ویراویژن

آیا می دانید در تماس های فروش موفق چه کسی بیشتر از همه صحبت می کند؟

حتما خواهید گفت پاسخ به این پرسش بسیار بدیهی و ساده است. بله درست است، در فروش های موفق این خریدار است که باید بیشتر از فروشنده صحبت کند. اما اگر یک فروشنده حرفه ای هستید به این سوال پاسخ دهید:

چگونه شما یک خریدار را وادار به صحبت می کنید؟

برای شما که یک کارشناس فروش حرفه ای هستید، پاسخ این سوال نیز ساده است:

با سوال پرسیدن

تعجبی ندارد که ببینید موفق ترین فروشندگان کسانی هستند که بیشترین سوال را می پرسند، اما نه هر سوالی!

سوالات در فروش به دو دسته تقسیم می شوند :

۱. سوالات موقعیتی در مورد عملکرد و وضعیت فعلی خریدار : هرچه این نوع سوالات در مکالمه ی فروش بیشتر باشد، احتمال موفقیت کمتر است! جالب است بدانید این سوالات که به سوالات شناخت نیز شناخته می شوند، برای یک فروشنده ضروری هستند اما چنانچه از حد معینی تجاوز کند،خریدار را کلافه می کند. پس بهتر است تعداد این سوالات را محدود کنید و پاسخ آن ها را قبلا از طریق منابع دیگر یا برای مثال در یک سازمان از افراد رده پایین تر جمع آوری کنید.

۲.سوالات درباره مشکلات، نارضایتی ها یا خواسته های خریدار برای حل این موارد : در مکالمات فروش موفق تعداد این سوالات بیشتر بود. به محصولات و خدمات خود فکر کنید و اینکه آن ها چه مشکلی از مشکلات خریداران را حل می کنند. دقت کنید منظور ما جزییات یا ویژگی های محصولات و خدمات شما نیست. روی سلسله مراتب نیازها و انگیزه های مشتری خود تمرکز کنید.

۳. سوالات درباره پیامدها : اگر فروشنده با تجربه ای باشید حتما سوال دوم را در دستور مکالمه خود با مشتری قرار خواهید داد. اما سوالات از پیامدها ربطی به تجربه ندارد و حتی فروشندگان با تجربه نیز در این زمینه مشکل داشتند. برخی از سوالات معمول در این مورد عبارتند از :

  • این مشکلات چه پیامدی روی جایگاه رقابتی شما دارد؟
  • چگونه این مساله می تواند به افزایش هزینه های شما منجر شود؟
  • چگونه این مشکل بر بهره وری افراد تاثیر می گذارد؟

سوالات از پیامدها بسیار قوی هستند زیرا به عواقب مشکلات خریداران اشاره می کند، در خریدار یک حس ناراحتی و دلهره ایجاد می کند، و با انجام این کار خریدار هیجان زده می شود تا راه حلی دریافت کرده و این ناراحتی را از بین ببرد.


با ما در کانال تلگرام ویرا ویژن telegram.me/viravision از جدیدترین موضوعات کسب و کار مطلع شوید.

 
-

هر اندازه فردی در یک سازمان ارتقا مقام بیشتری می یابد، برای اجرای یک تصمیم به زمان بیشتری نیاز دارد

مدیران خط مقدم سریعا می توانند با دستور مستقیم به کارگران بر تغییرات تاثیر بگذارند. یک مدیر فروش می تواند فعالیت های پرسنل فروش را بلافاصله تغییر جهت دهد، و یک مدیر حسابداری می تواند در صورت لزوم سریعا فعالیت های بخش حسابداری را متحول کند. در سطوح بالاتر سازمان، یعنی جایی که کارمندان بیشتر از همه درگیر مسایل راهبردی هستند، اجرای تصمیمات به زمان بیشتری نیاز دارد. اگر معاون بازاریابی شرکت بخواهد تغییری در شیوه فروش کالایی که در دست ساخت است بوجود آورد، زمان زیادی لازم خواهد بود تا مطالعات توجیهی انجام شود، طرح جایگزین بررسی و شناخته شود، روش های فنی لازم مورد بررسی قرار گیرد و روش های تولید تغییر کند.

 

!

تکرار یک عبارت آن را واقعی نمی کند، اما می تواند آن را باور کردنی نماید

تکرار می تواند راه موثری برای آموختن باشد: تکرار، اطلاعات را در اعماق حافظه ما فرو می برد. حتی یک عبارت نادرست اگر به دفعات تکرار شود، صورتی واقعی به خود خواهد گرفت. تاثیر بی چون و چرای در معرض قرار گرفتن، دلیلی است بر اینکه چرا تبلیغات اغلب در تغییر باورها و نگرش ها درباره محصولات یا برندها تا این حد موثر است و همین دلیل عمده ای برای تکرار در تبلیغات محسوب می شود.

?

قاعده ۷۲

قاعده ۷۲ شمار سال هایی را برآورد می کند که برای دو برابر شدن یک سرمایه گذاری در نرخ بهره معین ضروری می باشد: کافی است عدد ۷۲ را بر نرخ بهره تقسیم کنیم. یک سرمایه گذاری با نرخ بهره ۹ درصد در سال تقریبا در هشت سال دو برابر خواهد شد. دقت بیشتر هنگامی به دست می آید که از اعداد ۶۹ یا ۷۰ استفاده شود، اما عدد ۷۲ معمولا از این نظر راحت تر است که مقسوم علیه بیشتری دارد. می توان فرمول را برای محاسبه نرخ بهره هنگامی که زمان مشخص است وارونه کرد، یا زمان نصف شدن ارزش پول را بدلیل تورم محاسبه نمود.  برای مثال، با ۴ درصد نرخ تورم سالیانه، هزار تومان نیمی از قدرت خرید خود را در ۱۸ سال از دست می دهد.

$

هرچه فرد در یک سازمان بالاتر می رود، باید کل نگر تر و غیر تخصصی تر باشد 

در سطوح پایین تر یک سازمان، کارمندان معمولا دانش مستقیمی به فعالیت های خاص دارند. به عنوان مثال، کارمندان تولید می دانند چگونه مواد را جابجا کنند، تولیدات را سرهم کنند، عملکرد آن ها آزمایش کنند، و هر مساله خاصی که پیش می آید را حل کنند. اما شاید اطلاع کمی از دیگر فعالیت های شرکت داشته باشند. یک مدیر در اغلب موارد فاقد چنان دانش خاص است، اما درک و فهم کلی از پرسنل، آموزش، روش های انگیزشی، ارزشیابی، توزیع کالای تولیدی، پراخت غرامت و بدجه ریزی دارد. یک معاون مدیر عامل درگیر فعالیت های وسیع تری در بخش های بیشتری از شرکت، از جمله برنامه ریزی بلند مدت، توسعه محصولات، تامین مالی و جهت دهی راهبردی است. در بالاترین سطوح اجرایی، مالکین، مدیران ارشد یا اعضای هیات مدیره درگیر جهت گیری های فلسفی شرکت، ماموریت سازمان و مفاهیم برند شرکت در بازار هستند.

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

   

 

تماس با ما

برای دریافت خدمات مشاوره کسب و کار، با ایمیل زیر تماس بگیرید

client@viravision.net

دو کلمه حرف حساب...

در کسب و کارتان چنان مصمم باشید تا الگوهایتان تبدیل به رقبایتان شوند.