به وب سایت ما خوش آمدید

 شما در حال بازدید از سایت گروه مشاوران کسب و کار ویرا ویژن هستید. ویرا ویژن، موسسه ارایه دهنده خدمات مشاوره کسب و کار به سازمان ها می باشد. تخصص ما حل مسایل و مشکلات سازمان ها و بنگاه های اقتصادی کشورمان می باشد. با بهره گیری از دانش نظری و تجارب اجرایی مشاوران این مجموعه، تلاش می کنیم تا سازمان ها را در تحقق و دستیابی به اهداف شان همراهی نماییم. شما می توانید از بخش های مختلف وب سایت ما بازدید فرمایید و چنانچه تمایل به به دریافت خدمات مشاوره کسب و کار داشتید، با ما تماس بگیرید.

با سپاس

تاثیر چهارچوب بندی انتخاب ها بر تصمیم گیری

چهارچوب بندی یعنی اینکه گزینه ها و فرصت ها چگونه ارائه شده اند. به باور اقتصاد متعارف، نحوه ی ارائه گزینه ها و فرصت ها، نباید انتخاب های افراد را تحت تاثیر قرار دهد. انتظار می رود افراد به آنچه واقعا اهمیت دارد، نگاهی فراتر از چهارچوب داشته باشند.

اما اقتصاددانان رفتاری استدلال می کنند که تنها در مواردی محدود، چگونگی چهارچوب بندی گزینه ها بر تصمیم گیری تاثیر نمی گذارد. در واقع اقتصاددانان رفتاری اعتقاد دارند که همه ی انتخاب ها قبلا چهارچوب بندی شده اند.

عقلانیت محدود به نوعی از تصمیم گیری اشاره دارد که با توجه به قیود پیش روی افراد، نه تنها از نظر محدودیت پردازش و ظرفیت محاسباتی مغز، بلکه از نظر دارا بودن اطلاعات مرتبط، معنا می شود. چنین مفهومی با عقلانیت اقتصاد متعارف در تضاد است چرا که در این سبک از اقتصاد، محدودیت های واقعی تصمیم گیرندگان که در دنیای واقعی با آن مواجه اند نادیده گرفته می شود و تمرکز اصلی بر محاسبه ی دقیق هزینه ها و منافع حاصل از تصمیم های جایگزین مختلف است.

چهارچوب ها می توانند انتخاب ها را تحت تاثیر قرار دهند. یگ چهارچوب می تواند اطلاعات گمراه کننده ای فراهم آورد و ممکن است شما در نهایت چیزی را بخرید که اگر اطلاعات کامل تری در اختیارتان بود هیچ وقت نمی خریدید.

احتمال دارد یک محصول طوری چهارچوب بندی شده باشد که باعث شود شما محصولی را بخرید که اولویت اصلی تان نیست. برای مثال اگر بین دو خودروی اسپرت جذاب باید یکی را انتخاب کنید و یکی از خودروها با چهارچوبی جذاب تر به بازار عرضه شده، ممکن است انتخاب تان را از خودرویی که قبلا دنبالش بودید، به خودرویی که در حال حاضر در چهارچوب مورد نظر به بازار عرضه شده، تغییر دهید.

در مورد دو خودروی اسپرت چیزی تغییر نکرد، تغییر اصلی در نحوه ی چهارچوب بندی دو خودروست.

ادامه دارد...

با ما در کانال تلگرام ویرا ویژن telegram.me/viravision از جدیدترین موضوعات کسب و کار مطلع شوید.

 
(

قانون پنجم بازاریابی

قوی ترین عامل موفقیت در بازاریابی داشتن کلمه ای در ذهن مشتری احتمالی است

شرکتی می تواند به یک موفقیت باورنکردنی دست یابد که بتواند کلمه ای را در ذهن مشتری جایگاه سازی کند، نه یک کلمه ی پیچیده و نه یک کلمه تازه اختراع شده. کلمات ساده بهترین گزینه اند. کلماتی که از فرهنگ لغات بیرون آمده باشند. این قانون تمرکز است. با محدود و تمرکز کردن از طریق یک کلمه یا مفهوم، وارد ذهن مشتری ها شوید. بدانید شما برای همیشه مالک کلمه ای که باعث جلب توجه مشتری شود نخواهید بود و دیر یا زود سر و کله رقبا پیدا می شود. این مساله موجب با اهمیت تر شدن زمینه کاری تان خواهد شد و پیشتازی شما را در فکر مردم بیشتر جا می اندازد. جوهره و اساس بازاریابی، تمرکز بیشتر است. با انجام این عمل قوی تر خواهید شد.

به یاد داشته باشید که تمرکز نباید فقط روی کاغذ باقی بماند.

#

قانون ششم بازاریابی

دو شرکت نمی توانند مالک یک نام یا کلمه در ذهن مشتری باشند

وقتی کلمه یا موقعیتی از شرکت رقیب در ذهن مشتری باشد، بیهوده است که بخواهیم آن نام یا موقعیت را از آن خود کنیم. در صنعت خودروسازی، ایمنی متعلق به ولوو است. بسیاری از جمله بنز و جنرال موتورز تلاش کردند که برنامه های تبلیغاتی خود را با تاکید بر ایمنی پیاده کنند که هیچ کدام تاکنون موفق نشده اند. آتاری در تلاشی نافرجام، وارد دنیای کامپیوتر شد و شکست خورد. 

تلاشی دیگر در همین زمینه در تجارت باتری بی نتیجه ماند. شرکت باتری سازی پینک انرجایزر در تلاش بود که کلمه ی عمر طولانی را که متعلق به باتری دوراسل است، برباید. جدا از اینکه چقدر ضرر کرد، دوراسل کماکان به عنوان یک باتری با دوام زیاد، در ذهن مشتری جا افتاده است.

مساله دیگری که بعضی از شرکت ها را در این دام می اندازد موضوع تحقیقات است. چیزی که از این تحقیقات بازار بیرون می آید، این است که مشتریان از یک محصول چه انتظاری دارند، نه اینکه چه چیزی می تواند در ذهن آنها تثبیت و منحصر بفرد باقی بماند.

+

قانون هفتم بازاریابی

استراتژی کارآمد بستگی به پله ای دارد که شما در نردبان ذهن مشتری اشغال کرده اید

مادامی که اولین بودن در ذهن مشتری تعریف اولیه ی شما از بازاریابی است، نباید فکر کنید اگر کوششتان به نتیجه نرسید، جنگ تمام شده است. استراتژی هایی هم برای شماره ۲ و ۳ وجود دارد. سلسله مراتبی در ذهن مشتری برای خرید انواع کالا وجود دارد. در هر زمینه ای نردبانی در ذهن مشتری شکل می گیرد. درون هر پله یک نام تجاری حک شده است.

ذهن انتخاب گراست. مشتریان از نردبان ذهنشان برای اینکه چه اطلاعاتی را بپذیرند و کدام ها را نه، استفاده می کنند. ذهن آن اطلاعات جدیدی را می پذیرد که با نردبان حک شده در ذهنش در آن زمینه ی خاص سازگاری داشته باشد و هر چیز دیگری را به فراموشی می سپارد. 

نردبان محصولات شما چند پله دارد؟ محصولات تند مصرف پله های زیادی در نردبان ذهن دارند. محصولات مصرفی بادوام معمولا تعداد کمی پله دارند. برخی از این محصولات بادوام نظیر ساعت، دوربین و اتومبیل اگرچه گاه به گاه خریداری می شوند پله های زیادی در نردبان ذهن دارند. محصولاتی که معمولا یک بار در طول عمر خریداری می شوند، اصلا پله ای ندارند.

دست اندرکاران بازاریابی اغلب در رابطه با سه نام تجاری پیشرو در یک مقوله صحبت می کنند که رقابت تنگاتنگی بین آنها وجود دارد.

*

قانون هشتم بازاریابی

در بلندمدت، برای هر کالایی، مسابقه ی بازار بین دوتای اول و دوم است

در شروع هر کسب و کاری، نردبانی با پله های زیادی دارد و به تدریج به یک نردبان دو پله ای تبدیل می شود. در خمیردندان، کلگیت و کرست، نوشابه های گازدار، کوکاکولا و پپسی، در کفش های کتانی، ریباک و نایکی. معمولا جنگ تجاری بین دو نام تجاری که در صدر هستند وجود دارند. در تکامل دنیای صنعت، باقی ماندن در جایگاه سوم بسیار مشکل است زیرا که فراموش خواهد شد! قانون دوتا بودن در بازاریابی به ما می گوید علیرغم پیشرفت سایر پله ها، در بلندمدت مشتری ها فقط به دوتای اول در بازار توجه دارند و در نهایت تعداد کمی از سایر پله ها(برندها) باقی خواهند ماند.

خریداران اعتقاد دارند بازاریابی مبارزه ی محصولات است و همین طرز تفکر است که دو نام تجاری را در بالا نگه می دارد. آنها پیشتاز هستند و باید بهترین هم باشند.

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

   

 

تماس با ما

برای دریافت خدمات مشاوره کسب و کار، با کلیک روی لینک زیر به ما ایمیل بزنید: